تورفتـــــــــی من مـــــــــــاندم بایــــــــــــک دنــــــــــیا غمــــــــــ
دوست عزیزم آزی ، وقتی شنیدم که جواب آزمایشها نشان داده که مادرت سرطان ریه از نوع بدخیم دارد خیلی ناراحت شدم. این تنها کاری ست که از دستهای ناتوانم برمی آید..من و هر خواننده ی این متن دعا میکنیم که مراحل درمان مادر مهربانت به خوبی طی شود و او سلامتیش را دوباره بدست آورد.. هر دعا ، اهدای یک سلول سالم
درخواست صمیمانه: لطفا این متن را عیناً و یا به سلیقه ی خود برای مدت 7 روز بعنوان پست ثابت در بلاگ خود قرار دهید.. برگرفته از وبلاگ ازهمه چیزوهمه جا ای عشق مددکن ک ب سامان برسیم چــــــــون مزرعه تشنه ب باران برسیم یا من برسم ب یـاریــــــــــــایارب من یاهردوبمیریــــــــم وب پایان برسیمـ فقط سالی ی کی دوباربیشترنمیبینمش اخه تهرانه مامانش ک همون خواهرم باشه استاددانشگاه است واسه همین اصلا توطی سال وقت نمیکنن بیان فقط عیدا یاماهم فقط تابستونا میریم خیلی دلم واسش تنگ شده مطمئنم همتون خوشتون میادفقط ماشالله یادتون نره هااااااااااااااااااااااااااالبته شماک چشتاتون شورنی واسه احتیاط عرض کردم مرسی کجااین تازه اولشه بروادامه مطلبوببین توجه توجه سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم انتظارهاب سررسیدیادتونه تو پست قبلیم گفتم میخوام ی وب درست کنم شادشاد حالا درستش کردم میدونم خیلی سختی کشید ومنتظربودید واسه همینم من زوددرستش کردم مگه ن؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هرکس دوست داشت ی سری بزنه هیچ اجباری نی من ادرسشومیزارم حالا دیگه همتون مختارید امیدوارم ک خوشتون بیاد.همیشه شادباشید من ک نیستم هیچ وقت هیچ وقت میدونست دلم اسیره ولی رفت میدونست گریم میگیره ولی رفت میدونست تنهایی سخته ولی رفت میتونست باهام بمونه ولی نتونست خدا خدا خیلی تنهام خیلی حالم بده بسه دیگه بسه ی عمربندگیتو کردم چرااینجوری جوابم رادادی بسه میگن هرکاریت حکمت داره یعنی تواینم حکمته نمیدونم هرکی ی چیزی میگه میگن صلاح بنده هاتو میخوای خدایعنی تواینم صلاحه ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا نزاربیشترازاین داغون دیونه بشم نزارفقط کاری کن زودتر بیام پیش خودت فقط پیش خودته ک ب ارامش میرسم منو ببر خداببردیگه ب دردهیچکس نمیخورم هیچکس اومدم بگم نظرم عوض شدحالا فعلا درخدمت شمادوستان گل هستیم تاببینیم چی میشه ب قول عشقم فرشته شایدتونت باشم کمترفکرمشکلات رابکنم وبهترباشه میدونم حالا میگین این مریم چشه ی روز میادمیگه می مونم ی روز دیگه میگه ن میخوام برم دیونه است ولش کن اگرم الان هستم فقط ب خاطربعضی ازدوستان گله ک گفتن بمون منم ب خاطراونا ب حرفشون گوش ئکردمو موندم مرسی ازهمشون ک ب من این قدرلطف داشتم مامخلص همشونیم حالا چی ها اصلا دوست دارم ی روز برم ی روز دیگه بیام حرفیه میخوام ی تغییراساسی تووبم بدم کلاتغییرش بدم راستی ی وبم میخام بسازم شادشاد شاد ک توش جزخنده چیزدیگه ای پیدانشه وحداقل برای چنددقه هم ک شده ی لبخندکوچیک بتونم روی لبای شماخوشملابزارم برای خودمم بهتره میخوام دیگه بشم ی دخترشادشاد شاد مثل قبلنامنتظرش باشید زودزود درستش میکنم البته این وبم راادامه میدم ها درکنارهم اینجوری هم خداراداریم هم خرماراهم خداراضیه هم خلق خدامگه ن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است . دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه . فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟ میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره . پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده . دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه یاازهمان روزاول ازعشق ترسیده بودم ای کاش آن شب که رفتم ازآسمان گل بچینم جــــــــــــــــای گل رز برایت پروانگی چیده بودم گل رابه دست تودادم حتی نگاهم نکردی آن شب نمی دانی اما تا صبح لرزیده بودم آن شب توباخودنگفتی که برسرمن چه آمد با خود نگفتی زدستت من باز رنجیده بودم انگارپی برده بودی دیوانه ات گشته ام من توعاشق من نبـــــــــودی ودیرفهمیده بودم ازآن شــــــب سردپاییز که چشم من به توافتاد گفتم که ای کاش شب ها هرگزنخوابیده بودم ازکوچه که می گذشتیم حتی نگاهم نکردی چشمت پی دیگردی بود این رانفهمیده بودم آن شب من واشک ومهتاب تاصبح باهم نشستیم ای کـــاش یک خواب بدبود چیزی که من دیده بودم تواهل آن دوردستی من یکــــــ اسیرزمینی عشق زمین وافق راای کاش سنجیده بودم بی توچه شب ها که تاصبح درحسرت باتوبودن انـــــــــــــــــــــدوه ویرانیت را تنها پرستیده بودم وقتی صداکردی ازدور باعشوه ای مادرت را آن لهجه ی نقره ای راای کاش نشنیده بودم انـــــگارتقصیرمن بودحق باتووآسمان است وقتی که تومی گذشتی ازدورخندیده بودم امابه پروانه سوگند تنها گناهم همین ست جای توبودم اگرمن صدباربخشیده بودم باید بـــــــــرایت دعا کرد آباد باشی وسرسبز ای کاش هرگزنبینی چیزی که من دیده بودم اندوه بی اعتنایی چه یادگارعجیبی ست اماچه شب ها که آن راازعشق بوسیده بودم حـــــــالا بدان توکه رفتی درحسرت بازگشتت یک آسمان اشک آن شب درکوچه پاشیده بودم هرگزپشیمان نگشتم ازانتخاب توهرگز رفتی که شایدبدانم بیهوده رنجیده بودم حالا تورابه شقایق دیگربیا کوچ کافیست جای توبودم اگرمن این باربخشیده بودم شبی گفتی نداری دوست مرا نمی دانی که ان شب من چه کردم خوشابه حال ان چشمی که انرا به زیبایی پسندیدی ورفتی سلام به دوستای نتی گلم خوبین ؟؟خوشین ؟؟امروز میخوام خاطره اردو یک هفته مشهد که از طرف مدرسه رفتیم رابراتون تعریف کنم البته فقط قسمت هتل شیرینی ها ومشکلاتش رامیگم راستی براتون کیلو کیلو دعا کردم ومستجاب شده براتون فرستادم رسیداگه نرسیده برم اداره پست یه شکایت جیگر بکنم بچه ها خاطرم یکمی طولانی اما خیلی قشنگ وهمشم واقعیه تا اخرش بخونید ونظرهم یادتون نره هاااااااااااااااااااااااااا کجا کجا برو ادامه مطلب خاطره اون جا منتظرته
![]()

:ادامه مطلب:

![]()
![]()
می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟
:ادامه مطلب:
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |













>

